18- محمد علی شاطریان - شاعر و نوازنده

ایجاد شده توسط : admin1957
1392/3/6
rating

آقای محمد علی شاطریان یکی دیگر از مفاخر بازنشسته شهرداری است که پس از بازنشستگی فرصت خود را صرف سرودن اشعار و جمع آوری سخنان عرفا و اندیشمندان نموده است. حاصل سالها تلاش ایشان کتاب ارزشمندی است که بزودی به چاپ خواهد رسید. گفتگویی کوتاه با این هنرمند بازنشسته در ادامه می آید.


یاد خدا آغازگر هر سخن

سخن خود را با یاد خدا و دو بیت شعر آغاز می کنم.

خدا را چو نگین در دست دارم                        چو گوهر در میان قلب دارم

خدا در کل موجودات دخیل است                     که فرمانش کلام الله مجید است

 

من محمد علی شاطریان، متولد سال 1316 شهر نیشابور هستم. دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری کردم. تحصیلات خود را تا مقطع سیکل دوم (نهم) در همان جا گذراندم. پس از فوت پدر به همراه  مادرم تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم. با مشقت فراوان و با گذراندن فراز و نشیب بسیار توانستم وارد شهرداری تهران شوم و پس اینکه موقعیت مناسبی پیدا کردم در سن 35 سالگی تصمیم به ازدواج گرفتم و حاصل این ازدواج چهار فرزند، سه دختر و یک پسر، است. همه فرزندانم تحصیل کرده و شاغل هستند. 

 

ورود به شهرداری با پیگیری های مادر

ورود من به شهرداری با کمک مادرم بود. با پیگیری های ایشان به شهرداری منطقه 7 آن دوران که منطقه جوادیه کنونی می شود وارد شدم. در ابتدا در دفتر امور اداری مشغول به کار شدم که به مرور زمان رسمی شده و دوران خدمت خود را سپری کردم. حدود 17 سال در شهرداری فعالیت کردم و از بازنشستگان ارفاقی شهرداری هستم و تا امروز حدود 32 سال از بازنشستگی من می گذرد.



آغاز سرودن در جبهه

ورود به جرگه شعر را بنده حدود 30 سال پیش، یعنی پس از بازنشسته شدن آغاز کردم. در آن دوران زمان جنگ بود و من در اهواز به عنوان امانتدار تشکیلات نظامی خدمت می کردم و از همان زمان بود که شعر گفتن را آغاز کردم و بیشتر اشعارم هم برای آن دوران است. در آن دوران زمان فراغت را به بیابان ها می رفتم و در همان احوال گویی اشعار به من الهام می شد و شروع به سرودن می کردم. پس از آن شروع به جمع آوری گفتار عرفانی شعرا و عرفای مختلف کرده و آنها را تفسیر نموده و برخی از آنان را به شعر مبدل کرده و حاصل تمامی این تلاش ها و فعالیت ها را در کتابی که در شرف چاپ است جمع آوری کردم. برای چاپ این کتاب نیز سازمان بازنشستگی کمک های شایانی کرده و بنده را به سازمان فرهنگی- هنری معرفی کرده و توانستم تفاهم نامه ای با سازمان نشر شهر برای چاپ کتاب ببندیم. انشالله حدود یک ماه دیگر، 1000 نسخه از کتاب با مجوز از وزارت ارشاد به چاپ می رسد. لازم است این را بگویم که در این راه یکی از مشوق های من همسرم بود که در همه حال چه به لحاظ معنوی و چه مادی همراه و همدم من بود و لازم میدانم از ایشان برای تمامی زحماتشان تشکر و قدردانی کنم.

در کنار سرودن اشعار به نواختن موسیقی و ساز نیز علاقه بسیاری دارم و ساز بادی نیلبک رو با تمرین و ممارست بسیار فراگرفته و می نوازم. البته برای نت خوانی یک دوره کلاس رفتم و خب کمک شایانی به نواختن ساز به من کرد.

بازنشستگی فرصتی برای خود سازی

دوران بازنشستگی زمان و فرصتی برای خود سازی است. این موضوع بستگی به حال و هوای افراد دارد؛ برخی با مطالعه، برخی با هنر و ورزش آنرا کسب می کنند. من نیز این دوران را با مطالعه و سرودن شعر سعی کردم بگذرانم و از آن استفاده کنم. با زمانی که برای نوشتم اشعار و تهیه این کتاب گذاشتم، توانستم هم به لحاظ روحی به بالندگی برسم و هم از فرصت خود استفاده بهینه را داشته باشم.

من افتخار می کنم از اینکه بازنشسته شهرداری هستم. این را در محضر خدا صادقانه عرض می کنم. برخوردی که این سازمان با بازنشسته ها دارد و خدماتی که برای آنان فراهم می کند واقعا قابل ستایش و قدردانی است.



سخن آخر

در آخر سخنم را با بیان گوشه ای از سخنان عرفا به پایان می رسانم:

 صدفی که از بحر به کناری افتد و خودنمایی کند گوهری در میانش نیست و تهی است، چون غرور دارد. آدم تهی هم برای چه زندست؟ معنا و حقیقت است که او را زنده نگه میدارد. حضرت امام خمینی علیه رحمه می فرماید: از لقمان حکیم پرسیدند از چه طریقی به این مقام رسیدی؟ گفت از صدق بیان، این رمز حقیقت، کلید حقیقت است. هر عملی که با خلوص نیت بود، طاعت است و هر طاعتی که با ریا بود، معصیت. خداوند عملی را که ذره ای در آن ریا باشد نمی پذیرد. صادق از هر طرف برود راه است و کاذب از هر راهی برود گمراه و در هر قدمش هزار چاه.

این صدا و معناست که می ماند و مابقی آنچه هست صوری و مجازی است.

خدا را با دل و جان می ستایم             چو در دنیا و عقبا اوست یارم

خدا هست خالق و پروردگارم             بود جاری بر این روح و روانم