15 - ابراهیم بصیرت - بازیگر

ایجاد شده توسط : admin1957
1392/3/1
rating

این بار پای صحبت های یکی دیگر از هنرمندان بازنشسته شهرداری نشستیم که ید طولایی در هنر بازیگری و سرودن اشعار دارند؛ ابراهیم بصیرت، هنرمندی که حدود نیم قرن از زندگی خود را در سینما و تلویزیون سپری کرده است و حاصل آن 38 اثر ماندگار است. گپ و گفت هرچند کوتاه با این زنده اندیش هنرمند در ادامه می آید.


آغاز سخن

بنام خدا . سخنم را به احترام هنر با یکی از سروده هایم در وصف آن آغاز می کنم.

 تنها هنر است که پایدار می ماند              در نزد زمانه یادگار می ماند

گر چشم خرد به کائنات باز کنی              لوح هنر است که برقرار می ماند

 

از شهرداری تا سینما و تلویزیون!

 

در سال 1322 در شهر لاهیجان، شهر چای متولد شدم. در سن 5 سالگی به همراه خانواده و بدلیل شغل پدرم  به اهواز رفته و در آنجا بزرگ شدم.تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در این شهر گذراندم و برای ادامه تحصیل به تهران آمدم. با آمدن به تهران برای تامین مخارج خود تصمیم گرفتم کار کنم و در سال 1347 وارد شهرداری شدم. در واحد ها و بخش های مختلف شهرداری کار کردم تا در نهایت در سمت بازرس ارشد شهرداری منطقه 12 در سال 68 بازنشسته شدم. البته بدلیل علاقه وافری که به هنر بازیگری داشتم با حدود 21 سال خدمت خودم رو بازنشسته کردم و مجددا به هنر بازیگری روی آوردم.



سازمان آتش نشانی ، نقطه شروع کار در شهرداری

ورود من به شهرداری توسط یکی از دوستانم که در واحد آتش نشانی فعالیت داشت صورت گرفت.در آن زمان برای ورود به سازمان آتش نشانی تحصیلات چندانی نیاز نبود و از آنجایی که من برای اقامت در تهران و ادامه تحصیل نیاز به کسب درآمد داشتم، وارد این سازمان شدم.یکسال اول در کنار کار، دوره آموزش آتش نشانی را سپری و در واحد پیشگیری خدمت خود را آغاز کردم.تا اینکه بعد از دو سال کارمند رسمی شدم و به عنوان مسئول سوخت سازمان آتش نشانی فعالیت خود را ادامه دادم.پس از آن مدتی در سمت­های مسئول کارگزینی، رئیس کارگزینی، رئیس امور اداری، بازرس 1، 2، 3فعال بودم تا در نهایت در سمت بازرس ارشد از شهرداری بازنشست شدم.

بازیگری علارغم مخالفت های پدر!

بازیگری رو از هفت هشت سالگی شروع کردم.اون روزها ما آبادان بودیم.یکی از دوستان پدرم مرحوم عزت الله گرجی بود که یه روز وقتی منو با پدرم دید از پدرم پرسید:اجازه میدی پسرت 17- 18 روز تو تئاتر ما بازی کنه؟ پدرم به شدت با بازیگری مخالف بود، اما با اصرار این مرد کمدین و بزرگ، پدرم راضی شد و من 18روز لباس عربي پوشيدم و در تئاتری با نام حضرت یوسف، نقش كودكي حضرت یوسف رو بازی کردم.همین نقطه آغاز علاقه من به بازیگری بود و من رو به این هنر جذب کرد. پس از آن در دوران دبیرستان در کارهای نمایشی دبیرستان و  باشگاه­های متعددی در شهر اهواز اجرا کردم.در این دوره بازیگری را بطور تجربی آموختم تا اینکه به تهران آمدم و تحصیلات آکادمیک در این حوزه را ادامه دادم.در کنار فراگیری هنر بصورت آکادمیک، هنر بازیگری را در یک دوره حرفه ای نزد مرحوم استاد بزرگ مصطفی اسکویی در هنرکده آناهیتا آموختم و فعالیت حرفه ای خود را در این هنر آغاز کردم.



شروعی دوباره پس از بازنشستگی

اولین تجربه بازیگری من در سینما به سال 1344و بازی در فیلم سه کارآگاه خصوصی به کارگردانی محمد متوسلانی باز می­گردد. تا قبل از پیروزی انقلاب در 5 فیلم سینمایی بازی کردم و پس از انقلاب نیز فعالیت هنری خود را ادامه دادم. در دوران خدمت در شهرداری در کنار کار به فعالیت هنری نیز می پرداختم اما پس از سال 68 که از کار در شهرداری فارغ شده بودم و تنها دلیلم هم پرداختن به هنر مورد علاقه ام بود، به طور جدی تری بازیگری در سینما و تلویزیون را دنبال کردم. بطوریکه تا امروز در 38 فیلم سینمایی و سریال بازی کردم.

تجربه شاعری در کنار بازیگری!

بنده از سال 42 شعر می­گویم. اشعار من بیشتر با توجه به روحیات و اتفاقاتی است که برایم به وقوع می پیوندد. از اونجایی که دیپلم ادبی بودم، به اوزان شعر و عروض و قافیه آشنا هستم.اشعارم هم در خوزستان و هم در تهران در مجلات مختلف به چاپ رسیده است و تاکنون حدود 3 الی 4 هزار بیت و در شش جلد شعر گفته ام که در فرصتی مناسب آنها را به چاپ خواهم رساند. امروز نیز بسیاری از سروده هایم در نشریه سازمان بازنشستگی (فصل نوین) به چاپ رسیده است.   




دوگانگی در دوران بازنشستگی

دوران بازنشستگی، دوران تجربه پیری است که در کنار مشکلات جسمانی و مالی فراوانی که با خود به همراه دارد، مرحله نهایی خود شکوفایی فرد است. در این دوران پرداختن به هنر و فعالیتی خاص تلخ پیری رو از بین می برد. من نیز با توجه به علاقه وافرم به بازیگری و شعر، از دوران بازنشستگی خود نهایت استفاده را کرده و سعی می کنم این دوران را به خوبی سپری کنم.

سخن آخر

عملکرد سازمان بازنشستگی نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده و بهبود یافته است.در کنار سازمان شایسته است از زحمات مسئولین کانون بازنشستگان شهرداری به خاطر زحمات بی دریغشان قدردانی و آرزوی سلامتی ­کنم.و تنها پیشنهادم توجه بیشتر به این عزیزان بازنشسته با توجه به سطح نیازمندی و توانمندیشان است و در آخر برای تمام دوستان و همکارانم در این سازمان آرزوی موفقیت و سلامتی را از خداوند متعال خواستارم.